|
پادشاه بود! با چشماني خاكستري! مثل رنگ گوشي نقره اي K800 ...! گويا همه ي قدرتش در چشمانش بود! پادشاه هر روز به ديدن جنگل شهر مي رفت! به ديدن گوسفند هاي سفيد كه هر روز از شامپوي Extra Volume استفاده مي كردند! به ديدن فيل هايي كه به تازگي 3 عدد دستگاه تردميل سفارش داده بودند! به ديدن آهو هاي زيبا هم مي رفت! پادشاه بود! پادشاه حتي ماهي هاي درون درياچه را نيز مي ديد! و سوسك ها را نيز! كه هميشه به شاخك هايشان ژل مي زدند! و بعد از ديدن همه ي حيوانات پادشاه لپ تاپ نقره اي اش را در مي آورد! و با سيستم Wireless به اينترنت وصل مي شد! پادشاه بود! و عكس هاي آن روزش را در Facebook مي گذاشت براي ديگر پادشاهان!
|